الملا فتح الله الكاشاني
60
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آن پس حق سبحانه بجهة الزام حجت برايشان ميفرمايد كه اگر قرآن بر بافته محمد باشد * ( فَلْيَأْتُوا ) * پس بايد كه بياورند ايشان * ( بِحَدِيثٍ مِثْلِه ) * سخنى مانند قرآن در فصاحت و حسن بيان و براعت * ( إِنْ كانُوا صادِقِينَ ) * اگر باشند راستگويان در آنكه قرآن را از خود ميتوان ساخت زبدهء سخن آنست كه اگر قرآن بر بافته محمد ( ص ) است پس ايشان كه فصحا و بلغاى عربند گو مانند اينحديثى انشا كنند زيرا كه مثل محمد ( ص ) در فصاحت و براعت و بلاغت در ميان ايشان هست پس بايد كه ايشان نيز مثل آن را بياورند و چون كه همه از آن عاجزند پس معلوم مىشود كه قرآن كلام ملك علام است نه سخن محمد ( ص ) بعد از آن برايشان احتجاج مىآورد بابتداى خلق بر اينكه * ( أَمْ خُلِقُوا ) * آيا آفريده شدهاند * ( مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ ) * بىچيزى يعنى آيا ايشان بىخالقى و محدثى مخلوق گشتهاند و بجهة اينست كه بعبادت او اشتغال نمىنمايند يا آيا ايشان مخلوق شدهاند نه از براى كارى يعنى ببعث و بازيچه كه اصلا قلم تكليف برايشان نباشد و اوامر و نواهى برايشان متراتب نشود و حساب ايشان نكنند و جزاى ايشان ندهند يا آيا آفريده گشتهاند بىپدر و مادر همچو ساير جمادات و بجهة اينست كه تعقل امور نميكنند و اين نيز ظاهر البطلانست * ( أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ ) * يا آنكه ايشان آفرينندگاناند مر خود را و بواسطهء اين اقرار به خالق خود نميكنند و وجود آن محال زيرا كه محدث بىمحدث ممكن نيست چه ممكن در وجود خود محتاج است به غير ممكن پس ممكن ايجاد ممكن نتواند كرد و چون اينهمه باطلست پس البته عدم تصديق ايشان بجهة عناد و استكبار است نه آنكه عقول ايشان درك نميكنند آيات باهره و معجزات ظاهره را كه دالند بر نبوت حضرت خاتميت و صدقيت دعوى وى نيز بر سبيل الزام و حجت ميفرمايد كه * ( أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * آيا آفريدهاند آسمانها و زمينها را و آن نه چنين است * ( بَلْ لا يُوقِنُونَ ) * بلكه بيقين در نمىآيند به اينكه خالق جميع ممكنات واجب الوجود است و بواسطهء عناد و استكبار هميشه بر گرد گمان ميگردند * ( أَمْ عِنْدَهُمْ ) * آيا نزديك ايشانست * ( خَزائِنُ رَبِّكَ ) * خزاين هاى فضل پروردگار تو تا نبوت بهر كه خواهند دهند يا خزائن علوم الهى در دست ايشان است تا بدانند كه لايق منصب نبوت كيست * ( أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ) * آيا ايشان غالبانند و مسلط شدگان بر همه اشيا تا مدبر امور ربوبيت شوند و بناى جميع چيزها بر اراده و مشيت خود نهند و بجهة آن هر چه خواهند كنند و هر شخصى را كه خواهند منصب رسالت دهند * ( أَمْ لَهُمْ ) * آيا مر ايشان را است * ( سُلَّمٌ ) *